Thursday, November 16, 2006

امروز همه ی شاعرای شهر بهش لبخند زدند اخه دخترک موهاشو شونه نکرده بود

1 Comments:

At 10:32 AM, Anonymous اقاقيها said...

شانه می کرد دخترک به خوشی
روز و هر روز گيسوان پر چينش

ساليانی برفت و شانه نکرد
آن دو طره که هست جان شيرينش

چون رواق و سياق و مصلحت خويش
اين چونين بسته بود راه و بالينش

همه گفتند دخترک گشته ديوانه
تا دگر بار جستجو شود به آيينش

پير اهل دل سخن گردان
راست می گفت اين سخن به کارينش

گر منم عشق آن ماه روی بودی
سر و جان چو گيسو رود به سا قينش

 

Post a Comment

<< Home

Free Hit Counters
Website Counters